نشست «کاربرد هوش مصنوعی در ارتقای شفافیت و حاکمیت شرکتی در نظام مالی اسلامی» سه شنبه ۲۱ بهمن ساعت ۱۰:۳۰ به صورت حضوری و برخط برگزار شد.
انجمن مالی اسلامی ایران، چهارمین پیشنشست یازدهمین همایش بینالمللی مالی اسلامی را با موضوع "کاربرد هوش مصنوعی در ارتقای شفافیت و حاکمیت شرکتی در نظام مالی اسلامی" برگزار کرد.
سخنرانان این نشست، دکتر علی ابراهیمی کردلر، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران؛ دکتر سید علی حسینی عضو هیئت علمی دانشگاه الزهرا (س)؛ دکتر کاوه مهرانی عضو هیئت علمی دانشگاه تهران؛ دکتر حاجی عظیمی، مدرس دانشگاه تهران؛ دکتر کلباسی، معاون مالی گروه سرمایهگذاری کوروش بودند.
*هوش مصنوعی؛ فرصت یا چالش در شفافیت و حاکمیت شرکتی؟*
در ابتدای این نشست، دکتر سید علی حسینی با اشاره به نقش روزافزون هوش مصنوعی در ساختار تصمیمگیری سازمانها گفت: بههرحال، هوش مصنوعی تقریباً همه دیسیپلینها را در فرآیندهای تصمیمگیری و اداره سازمانها تحتتأثیر قرار داده و تغییرات جدی ایجاد کرده است. این فناوری بسیار اثرگذار است و لازم است در جلسات تخصصی، بهجای پرداخت کلی، بهصورت عمیق و چالشی به این موضوع پرداخته شود.
در ادامه، دکتر علی ابراهیمی کردلر با تأکید بر اهمیت هوش مصنوعی در حوزه مالی اظهار کرد: هوش مصنوعی، مانند سایر ابزارهای نوین، میتواند در بسیاری از حوزهها اثرگذار باشد، بهویژه در حوزه مالی که ذاتاً از فناوریهای نوین تأثیر میپذیرد. در بحث شفافیت و حاکمیت شرکتی، یکی از ویژگیهای مهم هوش مصنوعی این است که میتواند به افزایش شفافیت در اجزای مختلف حاکمیت شرکتی کمک کند. اگر در این زمینه عقب بمانیم، با چالشهای جدی مواجه خواهیم شد.
وی افزود: افزایش شفافیت، بهطور طبیعی منجر به افزایش سرعت فرآیندها میشود، اما اگر هوش مصنوعی متناسب با جایگاه شفافیت و سازوکارهای کنترلی بهکار گرفته نشود، همین افزایش سرعت میتواند در آینده به بروز بحرانهایی منجر شود. باید بررسی کنیم چگونه میتوان همراستا با روندهای جهانی، از هوش مصنوعی نهتنها در اجرای فرآیندهای مالی، بلکه در حوزه شفافیت، حاکمیت شرکتی، حسابرسی و نظارت نیز استفاده کرد؛ بهگونهای که نهتنها عقب نمانیم، بلکه حتی پیشرو باشیم.
در بخش دیگری از این نشست، سید علی حسینی با اشاره به دوگانه فرصت و تهدید در فناوریهای نوین تصریح کرد: هر پدیده نوظهوری در حوزه فناوری میتواند هم مزایا و آثار مثبت داشته باشد و هم معایب و مخاطراتی را به سازمانها تحمیل کند. موتور هوش مصنوعی از این قاعده مستثنا نیست و ابعاد، آثار و حتی مخاطرات آن بهمراتب فراتر از بسیاری از فناوریهای پیشین است؛ تا جایی که امروز در دنیا از هوش مصنوعی حتی بهعنوان «عضو هیئتمدیره» یاد میشود؛ هرچند فارغ از مسئولیتهای قانونی، حقوقی و ثبتی.
وی ادامه داد: هوش مصنوعی توان پردازش حجم عظیمی از دادهها را در زمان کوتاهتر و با خطای کمتر دارد و میتواند بسیاری از فرآیندهای نظارتی سازمانها را تسهیل و تسریع کند؛ از جمله در حوزه حسابرسی داخلی، بررسی گزارشهای حسابرسی و تحلیل صورتهای مالی. این مزایا میتواند دستاوردهای مثبتی برای سازمانها به همراه داشته باشد.
حسینی در عین حال به مخاطرات این فناوری نیز اشاره کرد و گفت: اگر الگوریتمهایی که در سیستمهای هوش مصنوعی بهکار گرفته میشوند از دقت و صحت لازم برخوردار نباشند، میتوانند منجر به بروز خطا شوند. همچنین نحوه طراحی و اعمال این الگوریتمها ممکن است خطر جانبداری و سوگیری را در فرآیندها ایجاد کند.
وی با طرح چهار محور برای ادامه بحث خاطرنشان کرد: یکی از پرسشهای اصلی این نشست آن است که "یکپارچهسازی شفافیت مالی، گزارشگری مالی و حاکمیت شرکتی در سیستمهای هوش مصنوعی چه آثار و مزایای مثبتی میتواند به همراه داشته باشد؟"
*هوش مصنوعی؛ شمشیر دو لبه شفافیت در حاکمیت شرکتی*
دکتر کاوه مهرانی با تأکید بر نقش محوری شفافیت در حاکمیت شرکتی، پاسخگویی را زیربنای اصلی شفافیت دانست و گفت: اگر پاسخگویی وجود نداشته باشد، شفافیت نیز معنا پیدا نمیکند.
وی با بیان اینکه روی دیگر شفافیت، پنهانکاری و عدم افشای صحیح اطلاعات است، اظهار کرد: صورتهای مالی و اطلاعات افشاشده اگر بهدرستی ارائه نشوند یا بخشی از واقعیت در آنها پنهان شود، نهتنها استفادهکنندگان اطلاعات را دچار خطا میکند، بلکه پیامدهای اقتصادی، اجتماعی و حتی سیاسی به همراه خواهد داشت.
*دستکاری اطلاعات؛ تهدیدی برای اعتماد بازار*
مهرانی با اشاره به آثار منفی افشای نادرست اطلاعات در بازار سرمایه افزود: دستکاری صورتهای مالی میتواند باعث گمراهی سهامداران و سرمایهگذاران شود و در نهایت به آسیب جدی به اعتبار، برند و حتی جایگاه سیاسی شرکتهای بزرگ منجر شود.
*هوش مصنوعی و پیشنیازهای شفافیت*
وی درباره تأثیر هوش مصنوعی بر شفافیت مالی گفت: استفاده مؤثر از هوش مصنوعی نیازمند زیرساختهای یکپارچه فناوری اطلاعات است. اگر دادههای سازمانی همخوانی و انسجام نداشته باشند، هوش مصنوعی نهتنها کمکی نخواهد کرد، بلکه ممکن است موجب خطا شود.
*کاهش خطای انسانی و افزایش دقت گزارشها*
این استاد دانشگاه، کاهش خطاهای انسانی را از مهمترین مزایای هوش مصنوعی دانست و افزود: بسیاری از قضاوتها، تفاسیر و طبقهبندیهای مالی بهصورت انسانی انجام میشود که مستعد خطاست. هوش مصنوعی میتواند با تحلیل الگوریتمی دادهها، خطاهای ناشی از قضاوت شخصی یا غرضورزی را کاهش داده و اطلاعاتی دقیقتر، قابل اتکاتر و شفافتر تولید کند.
*نقش هوش مصنوعی در کشف تقلب*
مهرانی کشف تقلب را دومین مزیت مهم هوش مصنوعی برشمرد و گفت: ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی در شناسایی الگوهای غیرعادی و تقلبهای مالی نقش مؤثری دارند. این موضوع باعث کاهش فساد، افزایش اعتماد سهامداران و ارتقای شفافیت در سازمانها میشود؛ بهویژه در حوزه حسابرسی و نظارت مالی.
*شفافیت آنی؛ پایان تأخیر در گزارشدهی*
مهرانی با اشاره به بُعد زمانی شفافیت اظهار کرد: استفاده از هوش مصنوعی میتواند زمان تهیه و انتشار صورتهای مالی را به حداقل برساند و امکان گزارشدهی آنی را فراهم کند. این موضوع عدم تقارن اطلاعاتی را کاهش داده و نظارت نهادهای ناظر را نیز سریعتر و کمهزینهتر میکند.
*چالشها؛ وقتی شفافیت به ضد خود تبدیل میشود*
مهرانی در عین حال نسبت به مخاطرات استفاده نادرست از هوش مصنوعی هشدار داد و گفت: اگر مدیران صرفاً به خروجیهای هوش مصنوعی اتکا کنند و به کیفیت دادهها، ورودیها و منطق الگوریتمها توجه نداشته باشند، این فناوری میتواند گمراهکننده باشد.
وی افزود: هوش مصنوعی همانقدر که میتواند شفافیت ایجاد کند، قابلیت سوءاستفاده و ایجاد عدم شفافیت را نیز دارد. دستکاری دادهها و الگوریتمها میتواند خروجی دلخواه تولید کند و تصمیمگیریهای نادرست را به دنبال داشته باشد.
*لزوم چارچوب نظارتی*
به گفته مهرانی، استفاده از هوش مصنوعی باید قانونمند، مسئولانه و تحت چارچوبهای نظارتی مشخص انجام شود، در غیر این صورت این ابزار میتواند به ضد شفافیت تبدیل شود.
*هوش مصنوعی در تصمیمگیری هیئتمدیره*
مهرانی در ادامه با اشاره به نقش هوش مصنوعی در فرآیندهای تصمیمگیری هیئتمدیره گفت: حاکمیت شرکتی دارای دو بُعد عملکردی و نظارتی است. در بُعد عملکردی، هوش مصنوعی میتواند در تدوین استراتژی، بودجهریزی و تصمیمگیریهای کلان بهعنوان یک ابزار کمکی مؤثر عمل کند، اما جایگزین تصمیمگیری انسانی نخواهد شد.
وی افزود: در بُعد نظارتی نیز، بهویژه در کمیته حسابرسی و حسابرسی داخلی، استفاده از هوش مصنوعی میتواند کیفیت نظارت و کنترل را بهطور قابلتوجهی ارتقا دهد.
*هوش مصنوعی در هیئتمدیره؛ مشاور هوشمند یا تهدید پاسخگویی؟*
در ادامه این نشست تخصصی، سیدعلی حسینی با اشاره به جایگاه هیئتمدیره بهعنوان یکی از ارکان اصلی حاکمیت شرکتی گفت: هیئتمدیره بالاترین سطح مسئولیت را در قبال تصمیمات و اداره شرکت بر عهده دارد. با وجود تبلیغات گسترده درباره استفاده از هوش مصنوعی در تصمیمگیریها، برخی اندیشمندان معتقدند اتکای بیش از حد به این فناوری میتواند سطح پاسخگویی و مسئولیتپذیری هیئتمدیره را تضعیف کند.
وی افزود: اعضای هیئتمدیره باید دارای نگاه تخصصی، قدرت تحلیل حرفهای و توانایی دفاع از نظرات خود و به چالش کشیدن تصمیمات اجرایی باشند. اگر هیئتمدیره در اغلب تصمیمات صرفاً به پاسخهای سریع هوش مصنوعی متوسل شود، این خطر وجود دارد که مسئولیت تصمیمات بهنوعی به فناوری واگذار شود.
*هوش مصنوعی فاقد خودآگاهی است*
در ادامه، دکتر کاوه مهرانی در پاسخ به این دغدغهها اظهار کرد: یکی از تفاوتهای بنیادین انسان و هوش مصنوعی، مسئله خودآگاهی است. انسان موجودی خودآگاه، دارای عواطف و احساسات است، در حالی که هوش مصنوعی هنوز به خودآگاهی نرسیده و همین موضوع میتواند چالشهای اخلاقی مهمی ایجاد کند.
وی تصریح کرد: استفاده مکانیکی و بدون تفکر از هوش مصنوعی، مشابه آنچه گاه در محیطهای آموزشی مشاهده میشود، نهتنها قدرت تفکر و نقد را تضعیف میکند، بلکه میتواند تصمیمگیریهای غیراخلاقی یا نادرست را نیز به همراه داشته باشد.
*هوش مصنوعی؛ عضو مشاور، نه جایگزین هیئتمدیره*
مهرانی با تأکید بر نقش مکمل هوش مصنوعی گفت: بهترین رویکرد آن است که هوش مصنوعی بهعنوان یک «عضو مشاور» یا عضو غیرموظف هیئتمدیره در نظر گرفته شود. خروجیهای آن باید روی میز مذاکره هیئتمدیره قرار گیرد، مورد نقد و بررسی قرار گیرد و در صورت همراستایی با خرد جمعی، مورد استفاده واقع شود.
به گفته وی، نوع سازمانها نیز در این زمینه تعیینکننده است. سازمانهای دادهمحور ناگزیر به استفاده از الگوریتمها و هوش مصنوعی هستند؛ برای مثال، در شرکتهای حملونقل اینترنتی یا فروشگاههای زنجیرهای آنلاین، تعیین قیمت، تخفیف یا مشوقهای مشتری بدون استفاده از هوش مصنوعی عملاً امکانپذیر نیست.
*مسئولیت تصمیمگیری همچنان با انسان است*
این استاد دانشگاه تأکید کرد: هوش مصنوعی میتواند در حوزههایی مانند حسابداری، حسابرسی و تحلیل دادهها نقش مشاور قدرتمندی ایفا کند، اما مسئولیت نهایی تصمیمگیری باید بر عهده انسان باقی بماند. تجربه انباشته، خودآگاهی و قضاوت حرفهای مدیران چیزی نیست که هوش مصنوعی بتواند جایگزین آن شود.
وی افزود: موفقیت هوش مصنوعی منوط به یادگیری مستمر، دادههای صحیح، الگوریتمهای دقیق و چارچوبهای نظارتی مناسب است.
*تجربه انسانی؛ عامل تمایز تصمیمها*
در ادامه این نشست، دکتر حسینی نیز با تأکید بر برتری خبرگی انسانی گفت: مغز انسان یک موتور استنتاج است که بر پایه تجربه، مشاهده و یادگیری مداوم تصمیمسازی میکند. اگر دو نفر یک سؤال یکسان را از یک هوش مصنوعی بپرسند، پاسخ واحدی دریافت میکنند؛ اما تفاوت تصمیمها ناشی از تجربه و خرد انباشته انسانی است.
وی خاطرنشان کرد: سازمانها، کشورها و کسبوکارها دارای فرهنگ، اولویتها و چرخههای عمر متفاوتی هستند و برای استفاده مؤثر از هوش مصنوعی، باید «سواد هوش مصنوعی» خاص خود را توسعه دهند؛ بهگونهای که دادههای صحیح، کاربران صاحب صلاحیت و الگوریتمهای معتبر مبنای تصمیمگیری قرار گیرد.
*چالشها و فرصتهای هوش مصنوعی در ارتقای شفافیت مالی و راهبری شرکتی*
در ادامه نشست تخصصی «هوش مصنوعی و شفافیت در حاکمیت شرکتی»، دکتر کلباسی با اشاره به چالشهای پیشروی سازمانها در استفاده از هوش مصنوعی برای ارتقای شفافیت مالی اظهار کرد: هوش مصنوعی ابزار قدرتمندی است، اما در مسیر بهرهگیری از آن با مجموعهای از چالشهای جدی مواجه میشویم که بیتوجهی به آنها میتواند نتایج تصمیمگیری را منحرف کند.
*امنیت اطلاعات؛ دغدغه اصلی مدیران مالی*
به گفته وی، نخستین و مهمترین چالش، مسئله امنیت اطلاعات است. هوش مصنوعی برای تصمیمسازی مؤثر نیازمند دسترسی به حجم عظیمی از دادههای سازمانی است؛ دادههایی که گاه شامل محرمانهترین اطلاعات مالی، قراردادی و عملیاتی هر شرکت میشود. این وابستگی، خطر نشت اطلاعات، هک یا سوءاستفاده از دادهها را افزایش میدهد.
کلباسی افزود: «سطح اعتماد مدیران به سیستم هوش مصنوعی باید بهگونهای باشد که اطمینان یابند دادههای سازمان محفوظ میماند. فقدان این اعتماد، یکی از بزرگترین مقاومتها در مسیر بهکارگیری این فناوری است.»
از دیگر چالشها، ناقص بودن دادههای ورودی است. اگر اطلاعات کامل به هوش مصنوعی داده نشود، خروجی نهایی ممکن است گمراهکننده باشد؛ چرا که تصمیمات مبتنی بر «داده ناقص» با خطای تحلیلی مواجه میشوند.
*زیرساخت فناوری و تحریمها*
کلباسی در ادامه به محدودیتهای فنی و زیرساختی اشاره کرد و گفت: «تحریمها در واردات ابزارها و فناوریهای پیشرفته، مانع مهمی در رشد زیرساختهای هوش مصنوعی در کشور است. ناچاریم ظرفیتهای داخلی را توسعه دهیم تا بتوانیم ابزارهای بومی مؤثر طراحی کنیم.»
*کاربردهای مالی و عملیاتی*
وی حوزههای متعددی را برای استفاده از هوش مصنوعی در مالی برشمرد؛ از جمله واحد خزانهداری، حسابداری، حسابرسی و مدیریت بهای تمامشده. بهزعم او، بهرهگیری از الگوریتمهای هوش مصنوعی در پرداختها، کنترل نقدینگی، تحلیل حاشیه سود و پیشبینی بازارهای آینده میتواند *خطای انسانی را کاهش* و *بهرهوری را افزایش* دهد.
کلباسی افزود: «در صورتهای مالی، سرعت و دقت در تحلیلها اهمیت دارد. استفاده از هوش مصنوعی در تحلیل بهموقع دادههای مالی، مزیت بزرگی نسبت به تحلیلهای انسانی دارد که اغلب زمانبر هستند.»
*مهارتهای انسانی و فرهنگ سازمانی*
او با تأکید بر بعد انسانی چالشها گفت: «استفاده از هوش مصنوعی مستلزم تغییر در شرح وظایف سنتی کارکنان و کسب مهارتهای جدید است. طبیعی است که در آغاز، نوعی ترس از جایگزینی انسان با ماشین وجود دارد، اما هدف، حذف نیروی انسانی نیست؛ بلکه آزادسازی زمان افراد از کارهای تکراری و تمرکز بر تحلیل و تصمیمسازیهای کلان است.»
کلباسی بر اهمیت فرهنگسازی و آگاهیرسانی تأکید کرد و افزود: پذیرش سازمانی هوش مصنوعی نیازمند آموزش، گفتگو و انتقال تجربه است تا مقاومتها به تدریج کاهش یابد و مدیران و کارکنان به درک درستی از مزایای آن برسند.
*هوش مصنوعی در سه حوزه شفافیت مالی؛ از تهیه تا استفاده از صورتهای مالی*
در بخش دیگری از نشست، سیدعلی حسینی با اشاره به اجزای فرآیند شفافیت گفت: «فرآیند شفافیت مالی را میتوان در سه بخش اصلی تقسیم کرد: تهیه صورتهای مالی، حسابرسی و نهایتاً تحلیل و استفاده از گزارشها. این سؤال مطرح است که هوش مصنوعی در کدام بخش اولویت دارد؟»
در پاسخ، دکتر کلباسی تأکید کرد: نباید هیچ یک از این سه بخش را حذف کرد، اما در مرحله "تحلیل و تصمیمسازی مبتنی بر دادههای حسابرسیشده"، هوش مصنوعی بیشترین تأثیر را دارد.
او گفت: «تحلیل بهموقع دادهها مانع فرصتسوزی میشود. در بسیاری موارد دو ماه تأخیر در تحلیل میتواند منجر به تصمیمگیریهای دیرهنگام و از دست دادن مزیتهای رقابتی شود.»
*چالشهای هوش مصنوعی در راهبری شرکتی*
در ادامه، حاجی عظیمی با نگاهی نقادانه به استفاده از هوش مصنوعی در ساختار حاکمیت شرکتی پرداخت. او گفت: «هوش مصنوعی ذهن بشر را درگیر خود کرده است؛ اما در حوزه راهبری شرکتی، یک پرسش اساسی وجود دارد: زمانی که تصمیمات سازمان بر مبنای خروجی هوش مصنوعی گرفته میشود، مسئولیت حقوقی و پاسخگویی آن بر عهده کیست؟»
وی افزود: هیئتمدیره و ارکان راهبری شرکتی نمایندگان سهامداران هستند و باید نسبتبه عواقب تصمیمات خودپاسخگو باشند. اگر تصمیمی بر اساس تحلیل هوش مصنوعی اتخاذ شود، مسئولیت اخلاقی و قانونی تصمیم همچنان بر عهده انسان است.
*درک الگوریتم و مقابله با ضعفهای ذاتی*
حاجی عظیمی هشدار داد: عدم درک صحیح هیئتمدیره از سازوکار هوش مصنوعی و الگوریتمهای تصمیمیار، خطرناک است. درک ناقص از منطق پردازش دادهها میتواند منجر به اعتماد بیش از حد به خروجیها شود.
وی افزود: «هوش مصنوعی در کار با دادههای ساختارمند بسیار موفق است، ولی در پردازش دادههای غیرساختاریافته که اغلب مبتنی بر تجربه و دانش ضمنی هستند، ضعف دارد.»
این ضعف، به گفته وی، میتواند استقلال فکری و قدرت داوری ارکان راهبری را تضعیف کند و منجر به کاهش اعتماد سهامداران شود.
*عدم تقارن اطلاعاتی؛ خطر پنهان*
عظیمی ادامه داد: «اگر تنها بخشی از مدیران یا کارشناسان به الگوریتمها و دادههای هوش مصنوعی دسترسی داشته باشند و سایر ارکان از آن بیخبر باشند، پدیده خطرناک عدم تقارن اطلاعاتی شکل میگیرد که اساس تصمیمگیری در بازار سرمایه را مختل میکند.»
*راهکارها و توصیهها برای مدیران و سهامداران*
در بخش پایانی سخنان خود، حاجعظیمی دو توصیه کلیدی ارائه کرد:
1. *ایجاد بستر اطلاعاتی ساختارمند:* بسیاری از پروژههای هوش مصنوعی در شرکتها بهدلیل نبود دادههای سازمانیافته به خطا رفتند. تبدیل اطلاعات عملیاتی به دادههای قابلپردازش نخستین گام در موفقیت این فناوری است.
2. *استفاده از هوش مصنوعی در سطح اتوماسیون:* بهرهگیری از الگوریتمها در فرآیندهای روزمره سازمانی، علاوه بر کاهش هزینهها، ریسک کمتری دارد. پس از ایجاد اتوماسیون و دادههای آماده، میتوان هوش مصنوعی را به سطح حاکمیت و راهبری ارتقا داد.
*جمعبندی: حرکت هوشمندانه بهسوی آینده*
در خاتمه نشست، دکتر سیدعلی حسینی با جمعبندی مباحث گفت:
در حوزه مزایا، سرعت و سهولت تحلیل دادههای کلان و کاهش خطای انسانی از مهمترین دستاوردهای استفاده از هوش مصنوعی در مالی و راهبری شرکتی است. اما در حوزه مخاطرات، باید به "سوگیری الگوریتمی، حفظ حریم خصوصی، کاهش پاسخگویی انسانی" و مهمتر از همه چالش "توضیحپذیری" تصمیمات توجه شود.
وی تأکید کرد: «در تعامل با انسان میتوان منطق تصمیم را جویا شد، اما در تعامل با هوش مصنوعی، توضیح بسیاری از پاسخها دشوار است و همین ابهام، ریسک بزرگی در نظام تصمیمگیری ایجاد میکند.»
او نتیجه گرفت: «حرکت بهسوی استفاده از هوش مصنوعی اجتنابناپذیر است، اما هر سازمان باید با "آگاهی، آموزش و زمانبندی دقیق" به این مسیر وارد شود. آموزش، آموزش و باز هم آموزش نخستین گام در توسعه ایمن و مسئولانه هوش مصنوعی در سازمانهاست.»
